حسین کوهزاد | مشهد | ۱۸ تیرماه ۱۴۰۵- به گزارش پرس و جو نیوز، هنوز آفتاب بهطور کامل بر گنبد طلایی امام رضا(ع) نتابیده بود که خیابانهای شهر از جمعیتی موج میزد که از دورترین شهرها و روستاهای ایران خود را به مشهد رسانده بودند. قطارها، اتوبوسها، خودروهای شخصی و کاروانهای مردمی، یکی پس از دیگری وارد شهر میشدند؛ همه برای یک مقصد و یک وداع.
پرچمهای سیاه بر سردر خانهها، مغازهها و ساختمانها به اهتزاز درآمده بود و نوای قرآن، صلوات و مرثیه، فضای شهر را آکنده از اندوه کرده بود. مشهد در آن روز، بیش از آنکه یک شهر باشد، به خانه مشترک میلیونها عزادار تبدیل شده بود.
مردم؛ روایت اصلی این مراسم
اگرچه شکوه مراسم در تصاویر هوایی و آمار حضور مردم دیده میشد، اما روایت اصلی را باید در چهرههای مردم جستوجو کرد.
پیرمردی که با زحمت عصایش را بر زمین میگذاشت، در کنار نوجوانی حرکت میکرد که پرچم ایران را بر دوش داشت. مادری کودک خردسالش را در آغوش گرفته بود و آرام برایش توضیح میداد که چرا امروز این همه انسان، از دور و نزدیک، به مشهد آمدهاند.
کسی برای دیده شدن نیامده بود؛ همه آمده بودند تا در آخرین بدرقه، سهمی هرچند کوچک داشته باشند.
سکوتی که از هزاران شعار رساتر بود
در میان انبوه جمعیت، لحظههایی فرا میرسید که سکوت، بر همهچیز غلبه میکرد؛ سکوتی که تنها با زمزمه صلوات یا تلاوت آیاتی از قرآن شکسته میشد.
اشکها بیاختیار بر گونهها جاری بود و نگاهها، بیشتر از زبانها سخن میگفت. در آن لحظهها، هیچ نیازی به شعار یا سخنرانی نبود؛ احساس مشترک مردم، خود گویاترین روایت مراسم بود.
خدمترسانی بیوقفه در مسیر تشییع
در طول مسیر، نیروهای امدادی، خدمات شهری، انتظامی و خادمان حرم رضوی در کنار صدها موکب مردمی، برای خدمترسانی به عزاداران تلاش میکردند.
ایستگاههای توزیع آب، خدمات درمانی، خودروهای امدادی و گروههای راهنمای جمعیت، در گرمای تابستان، لحظهای از خدمت بازنایستادند تا مراسم با نظم و آرامش برگزار شود.
هرچه به حرم نزدیکتر، اشتیاق بیشتر
با نزدیک شدن کاروان تشییع به خیابانهای منتهی به حرم مطهر رضوی، تراکم جمعیت بیشتر میشد.
پشتبامها، پنجرهها، پیادهروها و حتی لبه جدولهای خیابان، مملو از مردمی بود که تنها میخواستند برای آخرین بار، نگاهشان را بدرقه پیکر رهبر شهید کنند.
شاخههای گل، قرآنهای گشوده، پرچمهای ایران و پرچمهای مذهبی، تصویری خلق کرده بود که شاید سالها بعد نیز در حافظه جمعی ایرانیان باقی بماند.

کاروانی که آرام در دریای انسانها پیش میرفت
به روایت خبرنگار پایگاه خبری پرس و جو نیوز، حجم گسترده جمعیت، حرکت خودروهای حامل پیکر را بسیار کند کرده بود. مردم قدمبهقدم در کنار کاروان حرکت میکردند و نمیخواستند این همراهی، حتی چند متر زودتر به پایان برسد.
با انتقال هوایی پیکر به حرم مطهر برای اقامه نماز، موج تازهای از صلوات و مرثیه در میان جمعیت طنینانداز شد و نگاهها میان مسیر انتقال هوایی پیکر مطهر و گنبد طلایی امام رضا(ع) در رفتوآمد بود.
آخرین نگاهها به آسمان
زمانی که بالگرد حامل پیکر رهبر شهید به سمت حرم مطهر رضوی به پرواز درآمد، هزاران نگاه تا آخرین لحظه آن را دنبال میکرد.
در همان حال، جمعیت همچنان در صحنها و خیابانهای اطراف حرم باقی مانده بود. گرمای هوا و ساعتها ایستادن، نتوانسته بود از اشتیاق مردم برای حضور در آخرین بخش این مراسم بکاهد.

آخرین نماز، آخرین بدرقه
با آغاز آیین اقامه نماز، سکوتی عمیق بر فضای حرم سایه انداخت.
هزاران نفر چشم به رواق دارالذکر دوخته بودند؛ جایی که قرار بود آخرین بخش این وداع برگزار شود. برخی زیر لب دعا میخواندند، برخی اشک میریختند و عدهای تنها در سکوت، گنبد طلایی امام رضا(ع) را نگاه میکردند.
در آن لحظه، زمان برای بسیاری از عزاداران معنای دیگری پیدا کرده بود؛ گویی هیچکس نمیخواست این وداع به پایان برسد.
روزی که در حافظه مشهد ماندگار شد
با پایان رسمی مراسم، خیابانها آرامآرام خلوت شد، اما حال و هوای حرم رضوی همچنان رنگ وداع داشت.
تشییع رهبر شهید در مشهد، تنها یک مراسم رسمی نبود؛ روایتی از حضور مردمی بود که از نسلها، شهرها و سلیقههای مختلف، در کنار یکدیگر ایستادند و تصویری کمنظیر از همدلی و همراهی را رقم زدند.
شاید سالها بعد، تاریخ از شمار حاضران و ابعاد این مراسم بنویسد، اما آنچه در ذهن مردم باقی خواهد ماند، تصویر شهری است که یک روز تمام با اشک، دعا و امید نفس کشید؛ شهری که در سایه گنبد طلایی امام رضا(ع)، یکی از ماندگارترین وداعهای تاریخ معاصر ایران را به چشم دید./پرس و جو نیوز


