به گزارش پرس و جو نیوز، در همین راستا، به همت ادارهکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی خراسان رضوی، راهی کوچهها و گذرهای قدیمی پیرامون حرم مطهر رضوی شدیم؛ محدودهای که پشت سیمای امروز آن، هنوز نشانههایی از مشهد تاریخی پنهان مانده است.
هدف این بازدید، فقط تماشای بناهای قدیمی نبود؛ قرار بود روایت مساجدی شنیده شود که زمانی جزئی جداییناپذیر از زندگی مردم بودند؛ مکانهایی که در آنها عبادت، آموزش، فعالیت اجتماعی، آیینهای مذهبی و حتی مناسبات صنفی در کنار یکدیگر جریان داشت.
آنچه در این بازدید بیش از قدمت بناها جلب توجه میکرد، پیوند آنها با زندگی مردم بود. این مساجد و حسینیهها در گذشته صرفاً ساختمانهایی برای اقامه نماز یا برگزاری مراسم مذهبی نبودند؛ بلکه بخشی از ساختار محله بودند و مردم مسیر، گذر، بازار و حتی هویت محله خود را با آنها میشناختند.

مسجدی که دیگر وجود ندارد
نخستین مقصد، «مسجد حوض معجردار» در تقاطع خیابان نواب صفوی و شارستان رضوی بود؛ مسجدی که امروز دیگر اثری از کالبد آن باقی نمانده است، اما نام و پیشینهاش همچنان در حافظه تاریخی شهر حضور دارد.
رضا سلیماننوری، مدیر اسناد مکتب بافت تاریخی مشهد، درباره این مسجد گفت: مسجد حوض معجردار متعلق به دوره صفویه تا قاجار بوده و اول اسفند ۱۳۹۴ با شماره ۳۱۴۳۵ در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده است؛ با این حال، در ۲۵ دی ۱۳۹۶ توسط شهرداری مشهد تخریب شد.
سرنوشت این مسجد، شاید روشنترین تصویر از چالشی باشد که بناهای تاریخی پیرامون حرم با آن مواجهاند؛ جایی که ثبت ملی یک بنا الزاماً به معنای تضمین بقای آن نیست.
تخریب مسجد حوض معجردار تنها از میان رفتن یک ساختمان مذهبی نبود؛ بخشی از نشانههای تاریخی محله نیز با آن از بین رفت. مسئلهای که بار دیگر این پرسش را پیش میکشد که در مسیر توسعه و نوسازی بافت پیرامون حرم، سهم میراث تاریخی و هویت گذشته شهر چه خواهد بود؟

«مسجد فیل»؛ یک در از گذشته
در ادامه مسیر، به «مسجد فیل» رسیدیم؛ مسجدی که امروز از آن تنها یک در باقی مانده است؛ دری که شاید برای رهگذران عادی فقط بخشی از یک ساختمان قدیمی باشد، اما برای پژوهشگران، نشانهای از مسجدی است که زمانی در ساختار اجتماعی این محله حضور داشته است.
درباره علت نامگذاری این مسجد، دو روایت مطرح است. سلیماننوری میگوید براساس روایت نخست، واقف زمین فردی به نام «حسن فیل» بوده که به دلیل بزرگی بینی به این لقب شهرت داشته است. روایت دوم نیز از وجود کاروانسرایی در مسیر جاده ابریشم حکایت دارد که محل بستن فیلهای کاروانیان بوده و نام «فیل» از همین پیشینه برجا مانده است.
این روایتها، فارغ از میزان قطعیت هر یک، نشان میدهد که نام بناهای تاریخی مشهد خود بخشی از تاریخ شفاهی شهر است؛ تاریخی که گاه در اسناد رسمی کمتر دیده میشود اما در حافظه مردم و جغرافیای محله باقی مانده است.
از مسجد تا مکتبخانه
در ادامه بازدید، موضوع دیگری نیز آشکار شد؛ اینکه مساجد قدیمی مشهد در دورههایی تنها کارکرد عبادی نداشتهاند.
سلیماننوری با اشاره به حضور تاریخی هندیها و کشمیریها در مشهد و نامهایی همچون «محله کشمیریها» و «تخت هندیها»، از نشانههای متنوعی در جغرافیای تاریخی شهر سخن گفت و افزود که برخی مساجد قدیمی، مانند مسجد درخت توت و مسجد درخت بید، در دورههایی کارکرد مکتبخانهای نیز داشتهاند.
به این ترتیب، مسجد در بافت تاریخی مشهد فقط محل عبادت نبود؛ کودکان در آن آموزش میدیدند، آموزههای دینی منتقل میشد و بخشی از روابط اجتماعی محله نیز در همین فضاها شکل میگرفت.

مسجد موسیبنجعفر(ع)؛ هنوز در دل زندگی محله
«مسجد موسیبنجعفر(ع)» مقصد بعدی بود؛ مسجدی کوچک، بازاری و همچنان فعال که در حاشیه یکی از گذرهای اصلی قرار گرفته است.
برخلاف برخی بناهای تاریخی که تنها پوستهای از گذشته را حفظ کردهاند، این مسجد هنوز در چرخه زندگی روزمره محله حضور دارد. بالاخانه، پنجرههای قوسیشکل با رنگ فیروزهای، خشتهای گلی و درِ کناری مسجد، از جمله عناصر قابل توجه آن است.
سلیماننوری، درِ کناری مسجد را یکی از ویژگیهای خاص این بنا دانست و گفت این عنصر، ارتباط مسجد با کوچه و گذرهای پیرامونی را نشان میدهد.
همین ویژگی شاید یکی از مهمترین نکات در حفاظت از بناهای تاریخی باشد؛ اینکه مسجد را نباید جدا از کوچه، بازار و مردمی دید که پیرامون آن زندگی میکنند.

حسینیههایی با نام اصناف
مسیر بازدید سپس به «حسینیه پوستفروشها» رسید؛ بنایی با قدمتی نزدیک به ۲۰۰ سال که نام آن بهتنهایی بخشی از ساختار اجتماعی و اقتصادی مشهد قدیم را روایت میکند.
سلیماننوری با اشاره به ساختار حسینیههای تاریخی مشهد گفت این بناها به دو گروه خانوادگی و صنفی تقسیم میشدند. حسینیههای صنفی متعلق به گروههای شغلی و پیشهوران بودند و اصنافی مانند نخودبریزها، شمشیرگرها، قماشفروشان و خبازان نیز حسینیههای وابسته به خود داشتند.
در چنین ساختاری، حسینیه فقط محل برگزاری مراسم مذهبی نبود؛ محلی برای گردهمایی همصنفان، برگزاری آیینهای عزاداری و تقویت پیوندهای اجتماعی نیز محسوب میشد.
«حسینیه خاتمالانبیا» متعلق به خبازان ارض اقدس نیز از دیگر بناهای مورد بازدید بود؛ بنایی که استمرار فعالیت آن، بخشی از پیوند میان هویت صنفی و آیینی مشهد قدیم را به نمایش میگذارد.

مسجد امام حسن مجتبی(ع)؛ میان روایت و واقعیت
ایستگاه بعدی، «مسجد امام حسن مجتبی(ع)» در نزدیکی خانه داروغه بود؛ بنایی که در و پنجرههای چوبی آن، از معدود عناصر باقیماندهای هستند که اصالت و پیشینه تاریخی بنا را یادآوری میکنند.
به گفته سلیماننوری، با وجود ارزشهای تاریخی مسجد، اقدام مؤثری برای احیا و حفاظت از آن انجام نشده است.
بخش بالادست مسجد نیز در گذشته قبرستان محله بوده است. برخلاف برخی روایتهای شفاهی که این محل را قبرستان کودکان معرفی میکنند، بررسیهای انجامشده از کشف استخوانهای بزرگسالان نیز حکایت دارد.
این موضوع، اهمیت پژوهش میدانی و مستند کردن روایتهای شفاهی را بیش از پیش نشان میدهد؛ چراکه بخشی از تاریخ محلهها در طول زمان با روایتهایی درهم آمیخته که برای رسیدن به واقعیت، نیازمند بررسی تاریخی و باستانشناختی هستند.

حسینیه داروغه؛ کتیبههایی که سخن میگویند
«حسینیه داروغه» مقصد دیگر این بازدید بود؛ بنایی ثبتشده در فهرست آثار ملی که کتیبههای آن از جمله مهمترین عناصر تاریخی بنا به شمار میروند.
سلیماننوری با اشاره به کتیبههای مربوط به اواخر دوره قاجار و پهلوی اول، اهمیت هنری و تاریخی آنها را مورد توجه قرار داد.
محمود طغرایی، مسئول ثبت آثار ملی خراسان رضوی، نیز درباره جایگاه حسینیهها توضیح داد که در دوره صفویه، تکیهها بیشتر برای برگزاری شبیهخوانی کاربرد داشتند و در دورههای بعد، حسینیهها به کانون برگزاری روضهخوانی تبدیل شدند.
حسینیه داروغه همچنین با خاندان شکوهی، از نقارهزنان قدیمی حرم مطهر رضوی، ارتباط دارد؛ پیوندی که جایگاه این بنا را در تاریخ آیینی پیرامون حرم پررنگتر میکند.
مسجد قراولخانه؛ جایی میان عبادت و امنیت
«مسجد قراولخانه» از دیگر بناهای مورد بازدید بود؛ مسجدی متعلق به دوره قاجار که نام آن در نقشه سال ۱۲۴۸ مشهد نیز به عنوان مسجد ثبت شده است.
این بنا در دورهای کارکرد انتظامی داشته و به عنوان پاسگاه مورد استفاده قرار میگرفته است. همین تغییر و همنشینی کارکردها، تصویری از بافت چندلایه مشهد قدیم ارائه میدهد؛ بافتی که در آن مسجد، بازار، خانه، گذر، حسینیه و فضاهای خدماتی در ارتباطی نزدیک با یکدیگر شکل گرفته بودند.
کتیبهای علیه تخریب
در ادامه، «مسجد جعفری» قرار داشت؛ بنایی که یکی از ویژگیهای متفاوت آن، وجود کتیبهای با مضمون لعننامه است؛ نوشتهای که در آن نسبت به تخریبکنندگان بنا هشدار و لعن شده است.
این کتیبه را میتوان فراتر از یک نوشته تاریخی دید. چنین اثری نشان میدهد که مسجد برای مردم گذشته تنها یک ساختمان نبوده، بلکه مکانی مقدس و برخوردار از حرمت اجتماعی بوده است؛ بهگونهای که تعرض به آن، تعرض به باور و حافظه جمعی محله تلقی میشده است.
مسجد ائمه بقیع(ع)؛ آخرین نشانههای معماری خشتی
«مسجد ائمه بقیع(ع)» نیز در شمار بناهای مورد بررسی قرار گرفت؛ مسجدی خشتی متعلق به دوره قاجار که بخشی از معماری سنتی و مصالح بومی منطقه را در خود حفظ کرده است.
خشت، اگرچه در نگاه نخست مصالحی ساده به نظر میرسد، اما در معماری سنتی خراسان یکی از عناصر اصلی شکلدهنده به بافت تاریخی بوده است. مسجد ائمه بقیع(ع) نیز در کنار دیگر مساجد و حسینیههای این محدوده، بخشی از شبکه مذهبی، اجتماعی و فضایی پیرامون حرم را تشکیل میدهد.
مساجد را نباید جدا از محله دید
اما شاید مهمترین نکته این بازدید، نه در یک مسجد مشخص، بلکه در تصویری بود که مجموعه این بناها از ساختار تاریخی مشهد ارائه میکردند.
مجتبی گیوهچی، مدیر مکتب بافت تاریخی مشهد، با تأکید بر ضرورت نگاه شبکهای به مساجد پیرامون حرم، گفت این بناها در گذشته نقش «شاغول» و نشانگر شبکه فضایی محلات را داشتند و مردم مسیرها و محلهها را با مسجدها میشناختند.
به گفته او، مساجد علاوه بر کارکرد عبادی، پناهگاهی برای مسافران و زائران نیز بودند و به همین دلیل نمیتوان هر مسجد را جدا از گذر، خانهها، بازار، حسینیهها و زندگی ساکنان پیرامون آن بررسی کرد.
گیوهچی نسبت به نگاه موزهای و نقطهای به بناهای تاریخی نیز هشدار داد و تأکید کرد که چنین رویکردی میتواند مسجد را به یک شیء تاریخی منفصل تبدیل کند؛ در حالی که بیش از ۹۵ درصد این مساجد همچنان فعالاند و اگر به عنوان اجزای زنده شبکه شهری دیده شوند، میتوانند در ارتقای کیفیت سکونت در بافت تاریخی و ارائه خدمات به زائران نیز نقش داشته باشند.
خراسان در میان استانهای پیشرو در ثبت مساجد
طغرایی نیز با اشاره به جایگاه خراسان رضوی در حوزه میراث فرهنگی گفت این استان دارای ۲۷۵۰ اثر ثبت ملی است و از نظر تعداد مساجد ثبتشده، پس از اصفهان در جایگاه دوم کشور قرار دارد.
به گفته او، پرونده ۱۱ مسجد خراسان برای ثبت جهانی ارسال شده و شماری از مساجد شاخص منطقه، از جمله مسجد گوهرشاد، مسجد جامع سنگان و مسجد جامع زوزن، در فهرست پیشنهادی قرار گرفتهاند.
این آمار نشان میدهد که اهمیت مساجد تاریخی خراسان تنها به یک محله یا حتی شهر محدود نمیشود؛ بلکه بخشی از میراث معماری و آیینی ایران را نمایندگی میکنند.
توسعه، بدون حذف گذشته
آنچه در پایان این بازدید باقی میماند، یک پرسش ساده اما جدی است: در روند توسعه و نوسازی بافت پیرامون حرم مطهر رضوی، با بناهایی که بخشی از حافظه تاریخی شهر هستند چه خواهیم کرد؟
توسعه اطراف حرم ضرورتی انکارناپذیر است و بافت شهری نمیتواند برای همیشه در گذشته متوقف بماند؛ اما توسعه نیز الزاماً به معنای پاک کردن نشانههای گذشته نیست.
سرنوشت مسجد حوض معجردار و وضعیت برخی دیگر از بناهای تاریخی این محدوده نشان میدهد که فرصت برای تصمیمگیری درباره بخشی از این میراث چندان بیپایان نیست. بعضی بناها هنوز ایستادهاند، بعضی تنها بخشی از کالبد خود را حفظ کردهاند و برخی دیگر فقط در اسناد و حافظه مردم باقی ماندهاند.
مسئله اصلی، حفظ چند دیوار و چند شبستان نیست؛ سخن از شبکهای زنده از ایمان، حافظه جمعی، هویت صنفی و زندگی اجتماعی مشهد است.
اگر مساجد تاریخی پیرامون حرم به عنوان بخشی از زندگی امروز محلهها دیده شوند، نه صرفاً بناهایی برای ثبت در فهرست میراث، میتوان میان حفاظت و توسعه تعادل برقرار کرد. احیای این بناها در کنار حفظ کارکرد مذهبی و اجتماعی آنها میتواند به جای تبدیل کردن بافت تاریخی به موزهای بیروح، زندگی را دوباره در آن جاری کند.
کوچههای اطراف حرم هنوز نشانههایی از مشهد قدیم را در خود دارند؛ درهایی که از گذشته بازماندهاند، کتیبههایی که هنوز سخن میگویند و شبستانهایی که همچنان صدای زندگی در آنها شنیده میشود.
شاید مسئله امروز این باشد که پیش از آنکه آخرین نشانهها خاموش شوند، تصمیم بگیریم چگونه میتوان میان توسعه شهر و روایت گذشته آن همزیستی ایجاد کرد؛ چراکه اگر این بناها از میان بروند، بازسازی دیوار و آجر شاید ممکن باشد، اما بازگرداندن حافظهای که با آنها از بین رفته، آسان نخواهد بود.

